جستجو
اباالفضل
امشبي را شه دين در حرمش مهمان است، عصر فردا بدنش زير سم اسبان است، مكن اي صبح طلوع، مكن اي صبح طلوع
صفحه اصلي | آرشيو مطالب | تماس با ما كاربر گرامي خوش آمديد [ ورود | ثبت وبلاگ جديد ]
والپر Islamic Wallpaper Ashoora مذهبي 4

  Arefan.Com عارفان مذهبي آموزش دانلود رايگان نرم افزار ورزش و سرگرمي
  والپيپر هاي مذهبي عاشورا - Islamic Wallpaper Ashoora

ادامه مطلب نوشته شده توسط سعيد | ۳۱ تير ۱۳۸۸ ساعت ۰۸:۳۵:۰۳ | آرشيو نظرات (1)

معجزات ابالفضل يا قمر بني هاشم
 قمر بنى هاشم عليه السلام او را شفا داد  
راوى مى گويد: با رفيقم در دفتر در گاه نشسته بوديم كه ديديم چند زائر آمدند.
يكى از آنان پرسيد: من نذرى كرده بودم و اكنون حاجتم برآورده شده است ، حال چه بايد بكنم و وظيفه من چيست ؟
پس از بررسى ، معلوم شد كه شوهر اين خانم ، سرطان داشته است و حتى براى معالجه به انگلستان هم رفته و دكترها جوابش گفته بودند، اما عنايات قمر بنى هاشم حضرت اباالفضل العباس عليه السلام او را كاملا شفا داده است .

ادامه مطلب نوشته شده توسط سعيد | ۳۱ تير ۱۳۸۸ ساعت ۰۸:۳۳:۴۶ | آرشيو نظرات (0)

والپر Islamic Wallpaper Ashoora مذهبي 3

  Arefan.Com عارفان مذهبي آموزش دانلود رايگان نرم افزار ورزش و سرگرمي
  والپيپر هاي مذهبي عاشورا - Islamic Wallpaper Ashoora

ادامه مطلب نوشته شده توسط سعيد | ۳۱ تير ۱۳۸۸ ساعت ۰۸:۲۷:۲۹ | آرشيو نظرات (0)

معجزات ابالفضل يا باب الحوائج
معجزه حضرت عباس عليه السلام كه در حسن آباد تهران واقع شده است
شخصى مسلمان و شيعه دوازده امامى نقل مى كرد:
در همسايگى ما بنده اى از بندگان خدا را ديدم خيلى ناراحت و پژمرده بود، از احوال ايشان سوال كردم ، درد دلى جانسوز برايم نقل كرد. در عين حال مسلمان و شيعه نبود و گفت : بچه اى از خانواده ما بيمار شد، اين طفل پسر بچه اى بود دو ساله و مورد لطف و علاقه بنده بود. او را نزد پزشكان متخصص حسن آباد و تهران بردم ، آنها داروهاى بسيارى تجويز كردند، اما نتيجه نديدم و مايوس شدم . در آخر بچه را به خانه بردم و منتظر مرگش ‍ بودم .
اين شخص مسلمان و شيعه گفت : ما يك دكتر واقعى و حقيقى داريم كه

ادامه مطلب نوشته شده توسط سعيد | ۳۱ تير ۱۳۸۸ ساعت ۰۸:۲۶:۱۵ | آرشيو نظرات (0)

معجزات ابالفضل يا ابا الفضل
 گفتم بگو يا اباالفضل او كه ياوردل ش***تگان است
در ارديبهشت ماه سال 1360 شمسى فرزندم آرش سياست به علت يك بيمارى ظاهرا ريوى در بيمارستان غازى شيراز به مدت پنجاه روز بسترى بود كه طى اين مدت اين جانب به عنوان همراه با ايشان بودم . روزهاى اول به واسطه آزمايش هاى متعدد و شروع دوران درمان براى اين جانب عادى بود، ليكن مدتى كه از بسترى شدن و دوران درمان گذشت ، هر وقت از پزشك معالج ايشان درباره بيمارى ايشان صحبت مى شد پاسخ صريح به ما داده نمى شد. بيمارى مرموز فرزندم ديگر براى من و مادرش محرز شده بود. از ايما و اشاره ها و محبت زياد پرستاران به آرش وحشت داشتم . نهايتا با اصرار من و در خواست فراوان از پزشك معالج خواسته شد كه بيمارى فرزندم براى ما مشخص گردد. آقا و خانم دكتر بخش اظهار داشتند

ادامه مطلب نوشته شده توسط سعيد | ۳۱ تير ۱۳۸۸ ساعت ۰۸:۲۳:۳۵ | آرشيو نظرات (0)

صفحات وبلاگ
[ ۱ ][ ۲ ][ ۳ ][ ۴ ][ ۵ ][ ۶ ][ ۷ ][ ۸ ][ ۹ ][ ۱۰ ][ ۱۱ ][ ۱۲ ][ ۱۳ ][ ۱۴ ]


معرفي وبلاگ


زندگانى پرخير و بركت اهل بيت عليهم ‏السلام در بردارنده دو اصل استوار «حماسه و عرفان» است و پرداختن به بُعد حماسى و عرفانى زندگانى آنان و فرزندانشان كه در معرض پرورش و تربيت ناب اسلامى قرار داشته ‏اند، براى عامه مردم و بويژه جوانان، جذّاب و گام مؤثرى در عرصه تبليغ دينى خواهد بود.اين نوشتار سعى دارد با بررسى زندگانى حضرت عباس عليه‏السلام پيش از رويداد روز دهم محرم سال 61 هجرى، با نگاهى به فعاليتهاى دوران نوجوانى و شركت وى در جنگها، چهره روشن‏ ترى از ابعاد حماسى شخصيت آن حضرت را به تصوير كشد.

فهرست اصلي

صفحه نخست
پست الكترونيك
آرشيو مطالب
افزودن به علاقه مندي ها
صفحه خانگي
گروه اينترنتي پادينا

آرشيو موضوعي

از كودكي تا شهادت
شعر ابالفضل
كارت پستال ابالفضل
مرثيه و نوحه
اس ام اس
داستانهاي كوتاه از ابالفضل
زيارات ابالفضل
كتابشناسي
حرم مطهر
معجزات ابالفضل
والپر Islamic Wallpaper Ashoora

آرشيو ارسال ها

تير ۱۳۸۸

پيوند ها

آموزش و طراحي كارت پستال
كمياب ترين ها را در اينجا بيابيد

لوگوي دوستان



كد هاي كاربر

اللّهُمَّ کُنْ لِوَلِیِّکَ الْحُجَّةِ بْنِ الْحَسَنِ صَلَواتُکَ عَلَیْهِ وَعَلى آبائِهِ فی هذِهِ السّاعَةِ وَفی کُلِّ ساعَةٍ وَلِیّاً وَحافِظاً وَقائِدا ‏وَناصِراً وَدَلیلاً وَعَیْناً حَتّى تُسْکِنَهُ أَرْضَک َطَوْعاً وَتُمَتِّعَهُ فیها طَویلاً

سقّای کودکانم ، بر لب رسیده جانم ـ بر لب رسیده جانم ـ بر لب رسیده جانم جان اخا ، برادر ، از بادهء تو مستم ـ چه غم ، اگر جدا شد ، از عشق تو دو دستم از علقمه می آید بوی غم جدایی ، سقّا به خون نشسته ، امّ البنین کجائی ؟ حسین ، حسین ، حسین جا دارد از خجالت ، سقّا اگر بمیرد از دست خالی من ، حسین بوسه بگیرد حسین ، حسین ، حسین بیا مرا کمک کن، ای آشنا به دردم تا دور مادرت من ، پروانه وار ِ گردم حسین ، حسین ، حسین




تمام حقوق متعلق به سعید سعیدی ميباشد